نخود مامان
عزیزم میخوام یه خورده از خودت بنویسم الان 6ماه و20روزه هستی نخود مامان حسابی شیطون شدی سینه خیز میری جلو هرچی پیدا کنی میخوری دیروزم گل گلدون رو کندی میخواستی بذاری دهنت که زود از دستت گرفتم تو هم چنان جیغی کشیدی که کم مونده بود گوشم کر شه مدتی هم هست خیلی واضح میگی بابا هرچی باهات تمرین میکنم بگی ماما باز بهم نگا میکنی ومیگی بابا
البته وقتی گرسنت میشه خودتو میچسبونی بهمو میگی م م... منم باهمون کلی ذوق میکنم
وقتی هم که میخوایم منو بابایی غذا بخوریم نق زدنات شروع میشه منم تندتند غذامو میخورم تا ورت دارمو آرومت کنم نمیدونم با سفره غذا چه مشکلی داری اصلا بهش حساسیت داری وقتی سفره رو جمع میکنم آروم میشی. خوابیدنتم خدارو شکر بهتر شده راحت میخوابی. عاشق اینیکه بابا بندازدتت هوا چنان کیف میکنی واز ته دل میخندی که قندتو دل منو بابات آب میشه الهی من فدات بشم که روزبه روز شیطون وشیرین میشی من کلی بهت افتخار میکنم روزی صدبار بخاط داشتن دختری مثل تو خدا رو شکر میکنم خدایا شکرت...


نخود مامان 

